مدح و منقبت حضرت زینب سلاماللهعلیها
از شدت عـلاقـهاش از یـار گـفـتهاند از خـنـدههـای لحـظـۀ دیـدار گفتهاند از خواهری که محو تماشا شد از حسین از این نگاه و منظـره بسیار گفتهاند در شعرها فـضیلت نامش بـیان شده از وصف او ائـمـۀ اطـهـار گـفـتهاند ضرب المثل شده به وفا در دلِ حسین او را اگـر مـعــلـم ایــثـار گـفـتـهانـد از قـدرت تـکـلـم زیـنب مـیان خـلق از مـعـجـزات حـیـدر کـرار گـفتهاند زینب همان کسیست که در بیقراریاش او را مـریـد قـلـب عـلـمـدار گفتهاند در چهرهاش نشانۀ غم نیست زینب است سروی که ایستاده و خم نیست زینب است آنان که خنده را غـم پنهان نوشتهاند گریه به چـشم آمد و باران نوشتهاند تا خـانهزاد لـطف کـریمانهاش شدیم ما را به رسم طایفه مهمان نوشتهاند ذکر علیست زینب و ما را در این مقام عـشاقی از قـبـیـلۀ سـلـمـان نوشتهاند ما را که قبلهگاه، دمشق است و کربلا در مکـتب حـسین مسلـمان نوشتهاند هر سفرهای نیاز به نان دارد و نمک ما را گدای رزق کـریـمان نوشتهاند سردار بیسپاه و علم کیست؟ زینب است سروی که ایستاده و خم نیست زینب است |